سديد الدين محمد عوفى

95

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

[ سرگذشت حاجب محبوس پرويز كه طبقى از مجلس شاه دزديده بود ] حكايت ( 21 ) آورده‌اند كه وقتى پرويز بر « 1 » حاجبى « 2 » از حجّاب « 3 » خود متغيّر شد و خانه بر وى زندان كرد و مدّتى آن بيچاره « 4 » محبوس بماند و قلّت مال و ضيق مجال او را « 5 » از حد بگذشت . پس آن حاجب خبر يافت كه پرويز « 6 » دو شادروان عظيم بنا كرده است و فلان روز در آنجا بار خواهد داد و به مجلس عشرت خواهد نشست . به نزديك هركس از دوستان « 7 » خويش كسان « 8 » فرستاد و از ايشان « 9 » جامه و اسب عاريت خواست و ديگر روز « 10 » برنشست و به درگاه آمد « 11 » . دربان و حاجبان گمان بردند كه مگر « 12 » وى مخلّص شده است و ندانستند كه بىفرمان پادشاه چنين « 13 » مىكند « 14 » . پس به پيش ملك رسيد « 15 » و ملك در شراب بود اگرچه از آن برنجيد و خواست كه او را ادب كند اما نخواست كه روز عشرت را به سياست منغّض گرداند اغماض فرمود . و حاجب گرم « 16 » در كار شد و در هر كارى « 17 » دست ميزد تا فرصت يافت و طبقى زرّين ريخته « 18 » كه وزن آن هزار مثقال بود « 19 » در زير قبا « 20 » پنهان كرده بيرون برد و به خانه رفت و پرويز آن حال را مشاهده كرده بود حاجب به خانه آمد و آن طبق را بشكست و از محنت فقر و فاقه برست . و ديگر روز شرابداران به تك‌وپوى « 21 » و جست‌وجوى طبق مشغول شدند و خلقى را متهم « 22 » كردند و مىخواستند كه جماعتى را تعذيب نمايند تا مقرّ آيند « 23 » . پرويز پرسيد كه شما

--> ( 1 ) متن - بر ( 2 ) مپ 2 : حاجب ( 3 ) مپ 2 - از حجاب ( 4 ) مپ 2 - آن بيچاره ( 5 ) مپ 2 و مج - را ( 6 ) متن + با ، مج + دو صفحه بزرگ ( 7 ) مپ 2 : به نزديك دوستى از آن ( 8 ) مپ 2 : كس ( 9 ) مپ 2 - از ايشان ( 10 ) مپ 2 - ديگر روز ( 11 ) مپ 2 : بدانجا رفت ( 12 ) متن - مگر ( 13 ) مج + دليرى ( 14 ) مپ 2 : آمده است ، مج : اختيار كرد . ( 15 ) مپ 2 : در رفت ( 16 ) مج - گرم ( 17 ) مج - ى ( 18 ) مپ 2 - ريخته ( 19 ) مپ 2 + برگرفت و ( 20 ) مج : قباه ( 21 ) متن و مپ 2 - بيرون برد و به خانه رفت . . . شرابداران به تك‌وپوى . ( 22 ) متن : ستم ( 23 ) مپ 2 - تا مقر آيند ، مج ؛ تا بمقر آيند